این لر به قول خودش بی سواد با هوشمندی تمام در دوره کوتاه خودش در جهت آسایش مردم حکومت می کرده است .....کریم خان مردمدار بود و به همبن جهت درتاریخ ما آدم خوشنامی است.....وی که به شهادت مورخین زمان خودش تا آخر عمر حتی یک کلمه نتوانست بخواند و بنویسد بخوبی این نکته را دریافته بود که مردم باید از جانب حکومت آسوده باشند و فشاری بر آنها وارد نشود.
..... دونمونه از این مردمداری خان زند ..... وی بعضی از شبها به بالای دیدگاه برج ارگ خود که منزل مسکونی او بود و از قضا خود طراحی نقشه آن را انجام داده بود می رفت و به خانه های اطراف ارگ می نگریست اگر می دید از خانه های مردم سر وصدای دف وچنگ و شادی می آید با خود می گفت معلوم می شود امروز محتسبان ومستوفیان در گرفتن مالیات بر مردم سخت نگرفته اند و اگر صدایی نمی شنید در می یافت در آن روز برمردم سخت گرفته اند و روز بعد به ماموران حکومت توصیه اکید می کرد بر مردم سخت نگیرند.
نمونه دومی....این بود که یکبار که در کشور قحطی آمده بود خان زند دستورداد از انبارهای گندم حکومت در تبریز به شیراز و سایر شهر ها.گندم حمل کنند وی سپس در جلسه ای با رندی تمام از کارگزاران حکومت سوال کرد به نظر شما حالا این گندمها را به چه قیمتی باید بفروشیم؟ وقتی به خان زند گفتند کرایه حمل ونقل را هم باید به نرخ گندمهااضافه کنیم خنده ای کرد و گفت پس بفرمایید حکومت گندم فروش شده است و بعد قاطعانه دستور داد گندمهای حمل شده را با همان نرخ تبریز در سایر شهرها به مردم بفروشند
....کریمخان خود طرح ارگ ومسجد وکیل را داده است....دریکی از روزها که خمره ای پر از اشرفی از زیر خاک بیرون آمد وقتی آن را به او که در سایه ای نشسته بود و قلیان می کشید و ناظر بر کار کارگران بود تقدیم کردند بلافاصله دستور داد آن اشرفیها را در بین همان کارگران تقسیم کنند.
برخی از کسانی که تاکنون درباره ی علم سیاست اندیشیده و نوشته اند نپذیرفته اند که رشته ی علمی به نام علم سیاست به وجود آمده باشد.در1843 جان استوارت میل ، در علمی بودن سیاست تردید کرد. در1857، بوکله اعلام داشت که «در مرحله ی فعلی دانش بشر، سیاست از علمی بودن بسیار دور و یکی از عقب افتاده ترین رشته هاست» با آنکه طی یک سده و نیم گذشته در بررسی پدیده های سیاسی پیشرفتهای زیادی صورت گرفته است، برخی از دانشمندان همچنان دستخوش چنین تردیدی هستند.
در تعریف علم گفته اند شکلی از آگاهی و دانش اجتماعی است که وظیفه ی آن شناخت منظم قوانین عینی حاکم بر طبیعت، جامعه و اندیشه و کشف چگونگی کاربرد آنها درعمل است. ویژگی های اصلی علم عبارتند از: الف)توانایی ارائه فرمولی دقیق،دائمی و مرتبط. ب)توانایی تعمیم و پیش بینی. ج)توانایی رسیدگی به داده ها و تعمیم ها. بر این ویژگی اصلی می توان دو ویژگی دیگر را افزود: 1)توافق درباره ی روش. 2)آموزش مناسب کسانی که به کار علمی اشتغال دارند.
اما به عقیده ی برخی آنچه علم را مشخص می کند این است که به طور منحصر و از لحاظ روش شناسی بر عقل مبتنی باشد.و تجربی بودن و داشتن توانایی پیش بینی از ضروریات علم به حساب نمی آید. به عقیده ی هاکسلی علم مجموعه ی منظمی از دانش مبتنی بر عقل واستدلال است.
علومی که با پدیده های طبیعی سر وکار دارند علوم طبیعی یا زیستی نام دارند و علومی که با پدیده های اجتماعی سروکار دارند علوم اجتماعی خوانده میشوند. علم سیاست به گروه دوم تعلق دارد.
همانطور که اشاره شد برخی دانشمندان علمی بودن مطالعات سیاسی را رد کرده اند. اگوست کنت ،پدر جامعه شناسی، چنین نظری داشت و استدلال میکرد: 1)محققان سیاسی درباره ی روشهای آن توافق ندارند. 2)اصول ونتایج آن به طور عموم پذیرفته نشده است. 3)تحول و رشد آن تداوم ندارد. 4)نمی تواند موادی برای امکان پیش بینی فراهم آورد. به این مخالفتهای کنت محققان بعدی چند ایراد دیگر افزوده اند: 5)پدیده های سیاسی چنان پیچیده، متنوع و نا منظم اند که روشهای علمی لز بررسی آن ناتوانند. 6)علتهایی که بر پدیده های سیاسی اثر می گذارند نامعین هستند و بنابراین ثابت کردن و مهار آنها دشوار است. 7)ناتوانی در کنترل عوامل تاثیرگذار بر پدیده های سیاسی پیش بینی و استنتاج را تقریبا غیر ممکن میکند. 8)شخصیت و جهان بینی بررسی کننده، اغلب بر واقعیتها ونتایجی که بدست می آورد تاثیر میگذارد. حتی اگر او مستقل هم بوده باشد، نمی تواند مانند پژوهشگر علوم طبیعی و زیستس بی طرف باشد. تربیت، آموزش، محیط اجتماعی و حرفه ی او بر جهان بینی و نیز برداشت او تاثیر می گذارد.و سر انجام به علت فقدان ابزار دقیق اندازه گیری، تعصب در تعیین نتایج بسیار افزایش می یابد.
درگفته های منتقدان عنصری از حقیقت نهفته است. درواقع، بررسی علمی پدیده های اجتماعی دور از دشوراری نیست و مطالعات اجتماعی، بنا به سرشت خود نمی تواند مانند علوم طبیعی دقیق باشد.اما اینکه منتقدان هرگونه امکان علمی شدن مطالعات سیاسی را رد می کنند غلو به نظر میرسد.آنها شاید تنها بپذیرند آنچه به یک مطالعه ویژگی علمی میبخشد دقت در استنتاج و توانایی در پیش بینی است.این درواقع درک نا مناسبی از علم است. برخی علوم طبیعی وجود دارند که قادر به پیش بینی درست نیستند، مانند ستاره شناسی.آیا باید علمی بودن آن را انکار کنیم؟ اگر اعتبار کلی نتایج و درستی کامل پیش بینی ، تنها معیار علمی بودن نباشد، پس چه چیز دیگری علمی بودن یک مطالعه را تعیین میکند؟ در پاسخ باید گفت که روش عاملی قاطع است. اگر روشهای یک مطالعه علمی باشد و پژوهشگر صلاحیتداری هم آنها را به کار ببرد، بررسی موضوع صورت علمی می یابد.
ادامه دارد...
برگرفته از کتاب بنیادهای علم سیاست عبدالرحمن عالم.
ادامه مطلب...
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
1- همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».
راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.
ادامه مطلب...
انواع اشخاص مسئله سازدرراه اتحادووهم اندیشی و روش برخورد با آنها
به بهانه جلسات هم اندیشی درایل بزرگ میوندچهارلنگ بختیاری برآن شدم تادرقالب سلسله بحثهایی چالشهای پیش روی جامعه بختیاری رادرجهت برون رفت از مشکلات فرهنگی که امروزه از اولویتهای این جامعه است یادآور شوم وبه اهمیت تلاش جهت رفع معضلات فرهنگی درجامعه بختیاری پی ببریم
درکشورعزیزمان ایران قومیتهای مختلفی باعزت وسربلندی درکنارهم درحال زندگی کردن هستندوهرکدام دارای قوتها وضعفهایی نیزهستندوقلم به دستان هر قوم و طایفه ای وظیفه دارندقوتها و ضعفهارا شناسایی ودر جهت رفع ضعفها بااستفاده از قوتهاکوشش نمایند تا همه ملت عاری از این ضعفهاباشندوآن وقت است که بیشتربرخودمی بالیم.
متاسفانه درجامعه ما برخی افراد وبه تبع آن برخی قومیتها تنهابه قوتهای خویش می بالندوکمتردرصددرفع ضعفهابرمی آیندبه طوری که ازاین قوتها سرمست می شوند واین غروربی جاسرآغاز شکست وتباهی وعقب ماندگی است و از همه مهمتراین قوتها اگرچه مهم وقابل فخرنداماعمدتامربوط به نیاکان این اقوام اندو برخی افراد نه تنها ذره ای به این افتخارات نیفزوده اندبلکه درمواقعی آن رانیز ضایع نموده اند.
برای برون رفت ازاین قبیل مواردابتدابایداشخاص مشکل دارکه نه درخانه پدری،نه درهیچ مکتب و مدرسه ایی ونه در ایل وتبار فرصت ویا زمینه آموزش وتربیت وآداب معاشرت رافرانگرفته اندتلنگری رفت وبه روشهای علمی وبهره گیری از نظارت وسیستم قوی کنترلی فامیلی وطایفه ای آنان را متناسب با موقعیت ونوع جایگاه اجتماعیشان مهارنموده وفراگیری آداب معاشرت وارتباطات را به آنان گوشزدنمودکه چه بسا باتغییردروضعیت معیشتی ، مالی وشایدهم اجتماعی آنان بدون فراگیری این پیش زمینه ها برپیکره اجتماعی ایلی و تبع آن ملی ضربات جبران ناپذیری خواهندزند که درادامه به خصوصیات این گونه افراد وروشهای برخورد باآنان اشاره خواهم نمود:
انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
1- زورگو و متخاصم
2- همیشه شاکی
3- وسواسی و کمال گرا
4- افراد یخی
5- افراد بسته
6- کم حرف و منفعل
7- افرادی که می گویند: «کار من نیست»
8- شایعه پراکن ها
9- افراد منفی گرا
10- افراد غیر متعهد
11- افراد همیشه منتقد
12- افراد خودخواه
13- افراد فداکار( قربانی)
14- افراد خود سرزنش کن
15- افراد پرحرف
16- افراد نامنظم
17- افراد بی مسئولیت
18- افراد پوست تخم مرغی
19- افراد ریزنگر
20- افراد خیلی خوب
ادامه دارد
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم
می گویند زمانی که
قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت
تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر ازموقع به محل رفت . در حالی که
پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به
نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .قبل از شروع جلسه
، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده
هیات
انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان
صندلی نشست .جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود
تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .جلسه شروع شد و
قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آنجاست
.کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و
گفت :شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟ نه جناب
رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است ..اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی
دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه
؟او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم
یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه
سرزمین آنان ...سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از
پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین
ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحتتاثیر مستقیم این
رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد .
ادامه مطلب...
در دنیای امروز تکیه و تاکید بر ارزشها و روحیات قوم گرایانه
و قبیله گرایانه ، حتي برای كساني هم كه دين ندارند قابل هضم و پذیرفتنی
نیست. چون اين گونه ايده ها در عصر حاضر نا كارآمد است و
به درد دنيا هم نمي خورد. برتري دادن به نژاد
و خون ، رفتاری عاری از واقع بینی ، انسان گرایی و نوعدوستی است و با مقوله ها و مباحث علمی و عقلی ناسازگاری دارد
، بیانگر نوعی تبعیض و تحقیر
انسانها و به ذلت کشاندن آنهاست.
در منظر و منشور قرآني تنها ملاک برتری فقط تقوي آنهم در قيامت است. در
دنيا تقوي منشا حقوق اضافي بر ساير مؤمنان
نمي گردد. موجب تبعيض هم نمي شود. در حقوق شهروندي همه باهم مساويند، چه عادل باشد، چه فاسق باشد. قرآن مجید با
صراحت تاکید می کند که:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ
اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (سوره حجرات ، آیه١٣)
اي مردم! ما شما را از يك مرد
و زن آفريديم و شما را تيرهاي و قبيلهها قرار
داديم تا يكديگر! را بشناسيد; (اينها) ملاك امتياز، نيست؟گراميترين شما نزد خداوند
با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است!
ادامه مطلب...
کلانتران و ریش سفیدان ایل بختیاری از ابتدا تاکنون برای ایجاد نظم و آرامش جامعۀ ایلیاتی نقش ارزنده ای را بعده داشته اند. اکثر قریب باتفاق مسایل درون ایلی، فامیلی و خانوادگی را بصورت پادرمیانی بزرگتران حل و فصل مینمایند و از این بابت زحمت و وقت نیروهای قضائی در ارتباط با حل مسائل و اختلافات مردم این ایل کمتر و کمتر شده است که نتیجه این در نوع خود خدمتی بزرگ به جامعه و اولیای امور مملکتی است که در جای خود جای ستایش و تمجید دارد، تاکنون با تلاش و مراقبت بزرگان و کلانتران ایل این جامعه بحمدالله از تهاجمات فرهنگی بیگانه که متأسفانه به عناوین مختلف افکار، روش و منش جوانان و جامعه را هدف قرار میدهد با ارشاد و راهنمائی بزرگان و کلانتران در جامعۀ ایلی راه به جائی نبرده و نخواهد برد انشاا...
ادامه مطلب...
سنگین سماع : یا به عبارتی بهتر سماع سنگین ، رقصی است که با سنگینی و وقاری خاص اجرا می شود و چون در این رقص حرکت گام ها بسیار سنگین و موزون می باشد لذا بیشتر کهنسالان و سالخوردگان تمایل شرکت در مراسم چوپی با این مقام را دارند. برداشتن گام ها انچنان دقیق و حساس است که اگر فرد مبتدی بخواهد با این مقام چوپی بگیرد خیلی زود مبتدی بودنش مشخص و از صف رقصنده ها بیرون می رود.ریتم منحصر به فرد سنگین سماع سبب اختصاص خاص این مقام تنها به منطقه لرستان شده است و از جمله مقام های موسیقی لری است که هیچ گونه مشابهت یا قرینه ای با مقام های موسیقی نواحی دیگر ایران زمین نداشته و ندارد.
دوپا:سریعترین و پر تحرک ترین رقص لری است که با شروع ریتم دهل و کمانچه و تنبک ،رقصنده ها دست در دست یکدیگر با برداشتن متناوب دو قدم به جلو و یک قدم به عقب به همراهی با آهنگ می پردازند. ترانه های سوزه سوزه ، بالا برز و آمان گلیا از جمله ترانه هایی است که در مقام دوپا اجرا شده اند.
سه پا: از جمله زیباترین و پرهیجان ترین مقام های موسیقی لری است که در آن گروه رقصنده با هدایت سرچوپی دست در دست و شانه به شانه همدیگر با هر ضربه دهل ،تماس گام های خود با زمین را تنظیم می کنند . معمولا اولین ضرب دهل زیر پای راست قرار می گیرد و گروه رقصنده با همراهی ساز ،سه قدم به جلو و با پای چپ یک قدم به عقب گام برداشته و مرتبا این حرکت را تکرار می کنند. ترانه های حالوی گنم خره ، والا دوسِت دیرم ، کلنجه زرد و حنا بنو ، از جمله ترانه هائی است که در این مقام موسیقی لری اجرا شده اند.
سوار هو : به همراه مقام های موسیقی «شاره را» (راه حمله به شهر) و «جنگه را» (راه جنگی) یکی از مقام های موسیقی حماسی و رزمی لرستان بود که به واسطه پایان گرفتن جنگ و نبرد بین سپاهیان و به دستور فرمانده یا یکی از بزرگان ایل و طایفه برای فراخوانی و بازگشت سوارکاران جنگی از صحنه نبرد و جمع شدن سپاهیان (یا به تعبیرنظامیان به عنوان شیپور جمع) نواخته می شد و با هو یا هی کردن (بازگشت و فراخوانی ) سوارکاران از انها می خواستند که دست از جنگ کشیده و در محل برخواستن ساز و نوای موسیقی حضور بهم رسانند. در دهه های گذشته ،این مقام موسیقی حماسی و رزمی لری به تدریج با آمیختن به سوارکاری هنگام مراسم عروسی و نامزدی ها از مقام حماسی خود نقل مکان و در مقام موسیقی شاد سواربازی عروسی های لرستان همراه با تیراندازی جای گرفته است .
ادامه مطلب...
ايل بختياري را بايد به عنوان يك ميراث انساني براي هميشه تاريخ به ثبت جهاني رساند زيرا تمامي جزييات قومي و نژادي اين ايل بزرگ و اصیل ايراني براي به وجود آوردن يك تمدن ريشهدار كافي است. تمدن ايران در درون خود از خردهتمدنها و خرده فرهنگهاي عميقي برخوردار است كه متاسفانه تا به امروز مورد توجه شايستهاي قرار نگرفته است.

مفاهيم زندگي در ايل بختياري نسبت به ديگر اجتماعات انساني و حتي ديگر ساختارهاي عشايري بسيار متفاوت است. اگرچه طي دهههاي اخير به علت يكجانشين كردن ايلات مختلف و كوچ با وسايل نقليه موتوري دستخوش تغييرات فراواني قرار گرفته اما اصالت فرهنگي اين طايفه بزرگ آنقدر محكم و پايدار است كه بشود در ميان هزاران خرده فرهنگ و تمدن ديگر آن را تمیيز و تشخيص داد.
اگر زيرساختهاي صنعت گردشگري و حتي ميراث فرهنگي به لحاظ علمي مورد بازنگري قرار گيرد، بيشك به ارزشهاي معنوي و مادي ايلات و عشيرههاي ايراني پي برده خواهد شد.
يكي از ديدنيهاي جالب توجه استان چهارمحالوبختياري كوچ ايل بختياري است. اگرچه در دهههاي آغازين قرن حاضر گروههاي بسياري از ايل بختياري نيز همانند ساير ايلات و عشاير ايران «تخته قاپو» (يكجانشين) شدند اما هنوز هم بخشي از ايل، كوچرو و متحرك است.
آنها هر ساله از اواخر ارديبهشت ماه از پنج مسير گوناگون همراه با مبارزهاي خستگيناپذير با سختيهاي طبيعت، ضمن عبور از رودخانهها، درهها و پشت سر گذاشتن بلنديهاي زردكوه در مناطق معيني از دامنههاي زاگرس پراكنده ميشوند و قريب سه ماه در اين منطقه ميمانند و با چراي دامها در مراتع سرسبز به رمهداري سرگرم ميشوند.
در اوايل پاييز نيز ايل خود را براي كوچيدن به مناطق گرمسيري آماده ميكند كه اين عمل به مانند كوچ بهاري در طايفههاي مختلف از ويژگيهاي خاصي برخوردار است كه در اين ميان به آيين «مال كـِنون» در ميان بختياريها اشاره كرد.
كوچ پاييزي كه از چهارمحالوبختياري به طرف خوزستان انجام ميشود و به مالكنون شهرت دارد با حزن و اندوهگيني خاص و ويژهاي همراه است و عدهاي از مردان براي برداشت محصول يا فروش محصول در مناطق سردسيري (ييلاق) باقي ميمانند و مابقي با بستن بار و بنه ايل و طايفه بر چارپايان رهسپار سرزمين خوزستان ميشوند.
مالكنون آيين تاريخي و ديرين عشاير بختياري است كه قدمتش بايد به قدمت ايل بختياري باشد و به زمان آغاز كوچ عشاير اطلاق ميشود. «مالكنون» از دو واژه «مال» به معناي تمامي اثاثيه و اموال از قبيل سياه چادرها و گله و هر چيزي كه در زنگي عشايري مورد استفاده قرار ميگيرد و «كنون» به معناي از كندن و برداشتن است.
بختياريها هنگام كوچ با صداي رسا فرياد ميزنند: «بنگ بكنين همه مال» (فرياد زنيد تا همگان براي كوچ آماده شوند.)
با شروع كوچ ايل از دهانه درههاي برنده و تيز كوه «تاراز» و در پهنه تنگ تنگه «دولنبار»؛ «دشت زري»، «شيمبار» در بالاترين ارتفاع زاگرس عبور ميكنند تا به محل مورد نظر برسند.
عبور از «پل خدا آفريد» كه يك گذرگاه طبيعي است، يكي از عجيبترين و شايد سختترين مراحل كوچ خصوصا در فصل بهار بود. زيرا در اين فصل به علت وجود برف و سرد بودن هوا و يخزدگي سنگها و صخرهها، كوچ را براي گله دشوار ميكرد تا حدي كه در هر كوچي چندين راس گوسفند و بز به دره پرت ميشدند و گاه هم با تلفات جاني روبهرو ميشدند. گذر از اين مسير نه تنها بخشي از كوچ بود، بلكه نوعي خان و سلوك براي آنها به حساب ميآمد و هنوز با آنكه كوچ با كاميون و وسايل نقليه صورت ميگيرد بخشي از ايل گذر از اين گذرگاه را ترك نكردهاند.
يكي از ديدنيترين آيينهاي رايج در اين كوچها، آيين قرباني در جوار امامزاده صالح در دشت شيمبار است كه توسط ايل بهمئي صورت ميگيرد. آنها هر دو كوچ يعني ييلاق و قشلاق هنگام عبور از جوار امامزاده از هر گلهاي، گوسفندي را هديه به آن آستانه آنجا ميكنند تا ضمن احترام، خانواده و كل اموال و گله و... را برابر حوادث طبيعي و غيرطبيعي بيمه ميكنند و همه آنها را در پناه كرامت امامزاده قرار ميدهند.
سينه مردان و زنان ايل بختياري مملو از ترانههاي سوزناكي است كه هنگام كوچ در جادهها، درهها و در حين كوچ خوانده ميشود. بيشك حزن موجود در آوازهاي بختياري ريشه در حزن آيين مالكنون دارد. زيرا در هيچ كوچي مردان و زنان بختياري نميدانند كه در اين جابهجايي با چه مصایبي روبهرو خواهند شد.
ادامه مطلب...

