نام گذاری کودکان بخنیاری و تاثیر فرهنگ ایلی بر آن
نام هایی که برای کودکان خود انتخاب می کنیم ریشه در فرهنگ ، منش و طرز تفکر ما دارد.در فرهنگ بختیاری با توجه به شرایط اقلیمی،سبک زندگی،باورداشتها،ویژگیهای فرهنگی،ارزشها، و درکل جهان بینی افراد نامگذاری کودکان توسط پدربزرگها و مادربزرگها و یا بزرگ طایفه (به لحاظ جایگاه بزرگان در فرهنگ و زندگی اقوام، با سنجش همه ی جوانب زندگی ایل و خانواده در آن برهه ی زمانی وشرایط اقلیمی انجام می شده.استفاده از اساطیر، نمادها،نام مکان ها و مخصوصا کوهها ، نام های درختان و گل ها و روزها و... در نام های کودکان مشهود است. همچنین توجه به موقعیت کودک در خانواده هنگام نامگذاری مورد نظر بوده است مثلا اینکه فرزند چندم باشد.آن خانواده پر دختر یا کم پسر باشند.استفاده از سمبل،تشبیه به عناصر طبیعت،ودر عین حال در اکثریت نام ها تشخص و ارزش دادن به کودک به گونه ای که در بزرگسالی از شنیدن نام خود خجلت زده نشود.توجه به مفاهیم و ارزشها و به هر صورت با مسما بودن اسامی مد نظر مردمان بختیاری بوده.
نام گذاری پسران: شاید اهمیت داشتن پسر در خانواده های بختیاری و شاید همه ی اقوام علاوه بر بقای نسل، به دلیل سیک اقتصادی خانوارها که بر پایه ی دامپروری و کشاورزی استوار بوده و نیاز آنها به نیروی انسانی جهت همیاری و پیشبرد امور بوده است. توجه به مفاهیمی همچون شجاعت، بزرگ منشی،و... مد نظر بوده .گاه کودک پسر در خانواده ای متولد می شده که فرزند نرینه برایشان پا نمی گرفته و بر پایه این باور که او را از دعای دیگران و....دارند نامش را گدا،مالگرد،گشتل ،مندنی،جُلی،پالونی،و..می نهادند تا ماندنی باشد.
با توجه به روحیات حماسی مردمان بختیاری از نمادهایی همچون شیر، گرگ...(پیشوند یا پسوند) گرگعلی،علیشیر،شیرممد،شیرون
گاه آرمان های خانواده در نام کودکان انعکاس یافته: نام هایی با پیشوند و پسوند شاه :شاه علی،شامحمد،شاه حسین،علیشاه،محمدشاه:گاه گودک در ماه ذیحجه متولد می شده نام او راحاجی می گذاشتند و یا در ماه قربان: قرونی(قربانی) یا قروون(قربان) و یا صفر،محرم، رمضون
در آرزوی ماندگاری نسل و تبار و تجلی آرزوهای خانواده در آن فرزند :دیدمون(دودمان)،آرمون، امیدوار،بنیاد، مراد، جونمراد
خانواده های پردختر با این آرزو که حسن ختام دخترانشان این کودک باشد:خدابس،دُربس(دختر بس)، آخری،گل بس،خانم بس، ،امون بس(امان بس)، نخواسته،زیاتی(زیادی)،کافیه از نام های متداول بوده است.
تغییرات اجتماعی و تغییر سبک زندگی عشایر و روستائیان در سال های اخیر،جریان هایی همچون انقلاب اسلامی،جنگ و رویکرد عشایر به شهر نشینی ونفوذ رسانه ها،خود سانسوری و ... باعث تحول در نامهای کودکان بختیاری شده که استفاده از نامهای اصیل را بسیار کمرنگ نموده .
ادامه مطلب...

استادیار ایرانی دانشگاه «رایس» با ابداع تکنیکی نوین که جایزه مخترع جوان سال (TR۳۵) را برای وی به ارمغان آورده به کابوس طراحان صنعت چند میلیارد دلاری تراشهها در تکثیر غیر مجاز چیپهای الکترونیکی و رایانهیی پایان داد.
وی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس در رشته الکترونیک و رایانه میباشد. پس از آن وی در در ژانویه سال ۲۰۰۱ راهی دانشگاه برکلی شد و دکترای خود را در رشته برق، رایانه و الکترونیک از این دانشگاه دریافت کرد و در همان حال در رشته ریاضیات نیز در مقطع کارشناسی ارشد، ادامه تحصیل داد.
ادامه مطلب...
شماره ثبت در فهرست آثار ملی کشور:۲۷۸۹۴

این محوطه ارزشمند وکهن تاریخی در ۱۷ کیلومتری شهرستان الیگودرز واقع در شاپورآباد قرارگرفته است.وجود سفالینه های فراوان شکسته نشان از وجود کارگاههای پخت سفال در این منطقه حکایت میکند.از نظر تاریخی دوره سفال قابل تخمین است که در تخصص اظهار نظر این جانب نیست که جا دارد متخصصین باستان شناسی ضمن مطالعه دقیق آن منطقه زوایای پنهان این منطقه تاریخی را مشخص نمایند.
ادامه مطلب...
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
1- همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».
راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.
ادامه مطلب...

ادامه مطلب...
انواع اشخاص مسئله سازدرراه اتحادووهم اندیشی و روش برخورد با آنها
به بهانه جلسات هم اندیشی درایل بزرگ میوندچهارلنگ بختیاری برآن شدم تادرقالب سلسله بحثهایی چالشهای پیش روی جامعه بختیاری رادرجهت برون رفت از مشکلات فرهنگی که امروزه از اولویتهای این جامعه است یادآور شوم وبه اهمیت تلاش جهت رفع معضلات فرهنگی درجامعه بختیاری پی ببریم
درکشورعزیزمان ایران قومیتهای مختلفی باعزت وسربلندی درکنارهم درحال زندگی کردن هستندوهرکدام دارای قوتها وضعفهایی نیزهستندوقلم به دستان هر قوم و طایفه ای وظیفه دارندقوتها و ضعفهارا شناسایی ودر جهت رفع ضعفها بااستفاده از قوتهاکوشش نمایند تا همه ملت عاری از این ضعفهاباشندوآن وقت است که بیشتربرخودمی بالیم.
متاسفانه درجامعه ما برخی افراد وبه تبع آن برخی قومیتها تنهابه قوتهای خویش می بالندوکمتردرصددرفع ضعفهابرمی آیندبه طوری که ازاین قوتها سرمست می شوند واین غروربی جاسرآغاز شکست وتباهی وعقب ماندگی است و از همه مهمتراین قوتها اگرچه مهم وقابل فخرنداماعمدتامربوط به نیاکان این اقوام اندو برخی افراد نه تنها ذره ای به این افتخارات نیفزوده اندبلکه درمواقعی آن رانیز ضایع نموده اند.
برای برون رفت ازاین قبیل مواردابتدابایداشخاص مشکل دارکه نه درخانه پدری،نه درهیچ مکتب و مدرسه ایی ونه در ایل وتبار فرصت ویا زمینه آموزش وتربیت وآداب معاشرت رافرانگرفته اندتلنگری رفت وبه روشهای علمی وبهره گیری از نظارت وسیستم قوی کنترلی فامیلی وطایفه ای آنان را متناسب با موقعیت ونوع جایگاه اجتماعیشان مهارنموده وفراگیری آداب معاشرت وارتباطات را به آنان گوشزدنمودکه چه بسا باتغییردروضعیت معیشتی ، مالی وشایدهم اجتماعی آنان بدون فراگیری این پیش زمینه ها برپیکره اجتماعی ایلی و تبع آن ملی ضربات جبران ناپذیری خواهندزند که درادامه به خصوصیات این گونه افراد وروشهای برخورد باآنان اشاره خواهم نمود:
انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
1- زورگو و متخاصم
2- همیشه شاکی
3- وسواسی و کمال گرا
4- افراد یخی
5- افراد بسته
6- کم حرف و منفعل
7- افرادی که می گویند: «کار من نیست»
8- شایعه پراکن ها
9- افراد منفی گرا
10- افراد غیر متعهد
11- افراد همیشه منتقد
12- افراد خودخواه
13- افراد فداکار( قربانی)
14- افراد خود سرزنش کن
15- افراد پرحرف
16- افراد نامنظم
17- افراد بی مسئولیت
18- افراد پوست تخم مرغی
19- افراد ریزنگر
20- افراد خیلی خوب
ادامه دارد
خليل خان بختياري يكي از حاكمان شاه عباس كبير بود كه به حكمراني مناطق بختياري برگزيده شد وي عمارتي مجلل در چقاگرگ و سردشت دزفول بوسيله معماران وكارگران بختياري بنا نمود وبه آيادي و عمران منطقه پرداخت در هنگام حفر اين عمارتها دستور داده بود همه اهالي منطقه بايستي در ساختن آن شريك باشند بنابراين حكم كرده بود چنانچه مردي توان كاركردن دراين عمارتها را نداشته باشد بايستي زن يا فرزندان او بكار گمارده شوند
در يك روزي كه براي بازديد عمارت ها رفت متوجه شده كه يك زن درميان اين همه مرد دارد كار ميكند پرسيد اي زن تو چرا درميان اين همه مرد كل ميگرفتي و تا مرا ديدي پاچه هاي خود را پايين كشيدي و به كنار رفتي ؟ زن گفت دراينجا مردي وجود ندارد اينها همه زنهاي ريش دارند وگرنه نبايستي زير اين بار زور شما ميرفتند دراين حين مردها به غيرتشان بر خورد و با بيل و چماق بر سر خليل خان ريختند و وي را به كشتن دادند
اكنون يكي از اين عمارتها مخروبه در چقاگرگ زير تپه اي خاك مدفون ميباشد و ميراث فرهنگي هم توان باز كردن آن را ندارد كه لااقل مردم از ديدن آن بهره برند
جوي آب چقاگرگ و خليل آباد هم بوسيله عوامل خليل خون بنا شده است چقاگرگ دو منطقه ديگر هم به نام خليل آباد و آباريك دارد كه فعلا خالي از سكنه ميباشد
خود نام چقاگرگ مانند چقا زنيل و چقاخور است چقا يعني بلندي يا تپه و معمولا نام عوامل طبيعي ديگر يا حيوانان فراوان دراين مناطق نيز بر آنها افزوده شده است در سرزمين لرستان بزرگ يعني لر بزرگ و كوچك از نام چقا زياد استفاده شده است مانند چقا ميش- چقا وردي- چقاگرگ- چقا زنبيل- چقا خور
ادامه مطلب...
نخستین دولتی که همزمان با ایلام در ایران پیش از اسلام تشکیل شد، دولت ماد بود. ارتباط این دولت با سرزمین بختیاری نیز زیاد بودهاست. بهطوریکه هرودوت مینویسد: “قبایل عضو اتحادیه ماد، شش قبیله بودند که عبارتند از: بوسیان، پارتاکنیان، آستروکاتیان، اریزانتیان، بودیان و مغها (تاریخ ماد، ص ۱۴۲).” از قبایل یادشده هماینک نام پنج تای آنها در بین طوایف بختیاری با تغییراتی به چشم میخورد که عبارتند از: بوسیان= طایفهی بوساک یا بساک چهارلنگ، مغها= طایفهی موگویی یا مغویی چهارلنگ و جالبتر اینکه مورخین سکونتگاه قبیلهی ششم را نیز در جنوب اصفهان ذکر کردهاند که منطقهی فریدن کنونی و پارتاکنا (پارتیکن) باستانی میباشد چرا که درحال حاضر در نزدیکیهای داران پارکی بهنام پارک “پارتیکن” احداث گردیده است.
بساک یکی از طوایف بزرگ ایل میوند از چهارلنگ بختیاری است.که ممیوند شامل
5 طایفه بساک،عبدال وند،حاجیوند،فولادوند،عیسوند میشود.براساس گفته ها و شنیده ها از بزرگان طایفه بساک به دو تیره تقسیم می شود 1.بزی 2.بساک
تیره بزی شامل 13تیره می شود :
1.تشمالون(به معنای بزرگ خاندان)صادقی2.کریوند 3.گرگیوند4.شیخمیر5.محمدباقری واتابکی6.تودویی7.صوفی.8 کردی9.پوری10..........11........12.......13.........( 10و11و12و13 نیاز به اطلاعات جهت تکمیل)
تیره بساک شامل ۱۱ تیره می شود:
که۳تیره جلیلوند , 2تیره جمشیدوند،۳تیره ملک محمودی,1تیره علی مرادی، 1تیره آلیگرو شهریسوند ,1تیره میرزایی می شوند .این دو تیره را به طور کلی تحت عنوان بساک می شناسند.
خواستگاه قبلی طایفه بساک در میکوه بختیاری نزدیک تنگ پنج تا خوزستان و ماهرو قسمت های زیادی از بخش ززوماهرو بوده است .در حدود 250 تا 300 سال قبل بعد از درگیری که بین طوایف مختلف بختیاری بوجود می اید .قسمت اعظم طایفه بساک به سمت بربرود کوچ می کند این منطقه قبلا جایگاه گرجی ها و ارامنه بوده است.البته تعدادی از تیره گرگیوند و بهمنی هنوزهم درقسمت ززوماهرودر روستاهای تاور - کدیور-چال,کونکره,گلی چاس,بنگ,برگ وزیبا در کنار طوایف عیسوند و ابدال وند زندگی می کنند.
منبع: وبلاگ کربختیاری(صادق صادقی) .با اندکی تلخیص واصلاح
ادامه مطلب...
مرحوم مشهدی مرادحسین انسانی بود سرشارازانسانیت وشریفی پرازشرافت ومصلحی که مادام نامش برتارک خاطردلهایمان ماندگارخواهدبود.

خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده :
دوست خود را در میان مردم : پس به هیچ کسی بی اعتنایی نکنید شاید هم او دوست خدا باشد و شما
نشناسیدش
-رضایت خود را در طاعت ها پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضایت خدا باشد
-غضبش را در گناهان پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد
استجابت خود را در دعاها پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد
------------------------------------------خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود:
ای موسی، سفارش مرا در مورد چهار چیز به خاطر بسپار:
تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور
تا ندیده ای که مُلک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند
تا مرده شیطان را ندیدی از مکرش ایمن مباش.
تا نفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز
ببینید؛ خدا چند گناه را نمیبخشد:۱- عمدا نماز نخواندن
۲- به ناحق آدم کشتن
۳- عقوق والدین
۴- آبرو بردن.
این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمیشوند.
پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف میکرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه میگویی؟ میگفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتیها، مسجدیها و مقدسها آبرو میبرند.عزیز من اسلام میخواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضیها با زبانشان میروند جهنم.
روایت داریم که میفرماید اغلب جهنمیها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب میخورند و از دیوار مردم بالا میروند. یک مشت مومن مقدس را میآورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو میبرند.
امیرالمومنین به حارث همدانی میفرماید:
اگر هر چه را که میشنوی بگویی؛ دروغگو هستی.
گناهکار چند نوع است:
عدهای گناه میکنند، بعد ناراحت و پشیمان میشوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه میکنند و هرگز فکر نمیکنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره میشکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز میشود.
منبع:نیارروز
شولآباد ، دومین نقطه شهری در شهرستان الیگودرز است و مرکز بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز در استان لرستان است. با تصويب دولت در بهار 1390 روستاي شول آباد سفلي مركز بخش ززوماهرو از توابع شهرستان اليگودرز در استان لرستان پس از تجميع با روستاها و نقاط جمعيتي شول آباد عليا، دلسوران، درخت چمن، آثار، سرلك، خدادادكش عليا و سفلي از توابع همين بخش به شهر تبديل و به عنوان شهر شول آباد شناخته شد.
شول : نام قبيله اي است از قبايل فارس . اين قبيله نخستين بار در لرستان سکونت داشت و در حدود سال 300 ه' . ق. نيمي از لرستان را تحت فرماندهي قرار داده بود و بوسيله سيف الدين ماکان روزبهان (که اجداد او از دوره ساسانيان بر اين منطقه حکومت داشتند) اداره ميشد و او را با لقب پيشوا ميخواندند. مورخان اسلامي اطلاعي از اين قبيله نداده اند، ولي نجم الدين که از نوادگان او بود در زمان حمداللّه مستوفي در اين منطقه حکومت ميکرد. ابن بطوطه (748 ه' . ق.) در راه شيراز به کازرون به قبيله شول برخورد کرده است و گويد که آنان قبيله اي از اعاجم اند که صحرانشينند و ميان آنها مردماني پرهيزگار و متقي وجود دارد. شهاب الدين العمري (متوفي بسال 749 ه' . ق.) گويد که قبيله شول با شبانکاره خويشاوندي مستحکمي دارند. اجمالاً کوچيدن شولها و تمايل آنان به جنگ و پيکار و حمله هاي قبايل مجاور عليه آنها از علل ازهم پاشيدگي ايشان و مستهلک شدنشان در ديگران بوده است و اکنون در منطقه فارس آثار مختصري از آنان بجاي مانده است مانند: شول گب (کوهي در شمال بوشهر)، داره شولي (قبيله اي از قشقائي )، دو قريه بنام شول يکي نزديک دالکي و ديگري نزديک شمال غرب شيراز است و شايد قريه شولي که درخارج شهر بوده است آخرين دژ قبيله شول بوده و از سبک معماري خانه ها پيداست که در حفظ و نگاهداري سنتهاي ايراني و خصوصيات آن ميکوشيدند.
از لور و شول و فارس صدهزار مرد پياده جمع کنيم . (جهانگشاي جويني ). در آنجا لشکري بسيار از کرد و ترکمان و شول بودند. (ذيل جامعالتواريخ رشيدي ).
مشخصات جغرافیایی
شول آباد منطقهای میانکوهی است که آن را کوههای چندی در میان گرفته: 1- کوه رباط در 2 کیلومتری جنوب غربی به بلندی 3099 متر 2- کوه برنجه به بلندی 2893 در 10 کیلومتری جنوب باختری شولآباد.
رودها
رود آب زز نزدیکترین رود به این شهر است که از کوه قالی کوه سرچشمه می گیرد و پس از آبیاری زمینهای اطراف از جنوب شولآباد میگذرد.
آب و هوا
معتدل نسبتاً سرد و نیمه مرطوب، بیشترین درجه گرما در تابستانها به 32 درجه کمترین درجه گرما در زمستانها به 30 درجه زیر صفر و میزان بارندگی به طور متوسط سالانه به 650 میلیمتر میرسد.
مردم و زبان
آریائینژادند و به بختیاری سخن میگویند.
فرآوردهها
گندم، جو، لوبیا...
آب کشاورزی از چشمه و رود و آب آشامیدنی از چشمه فراهم گشته.
صادرات
دام زنده، پشم، کشک و روغن حیوانی، عسل ، گیاهان دارویی...
راهها
- جاده ی الیگودرز به شول آباد
- جاده ی خرم آباد- سپیدشت - شول آباد
- راه آهن دورود به سپیددشت و جاده آسفالته سپید دشت به شول آباد
منبع: وبلاگ شول آباد
http://sholabad.blogfa.com
ادامه مطلب...
با خبر شدیم مشهدی محمدخرم فرزندمرحوم محمدرحیم از طایفه بساک دار فانی را وداع گفت بدینوسیله ضمن عرض تسلیت به ایل بزرگ بساک علی الخصوص طایفه آلیگر ،علو درجات را از خداوند مننان برای آن مرحوم و بقای عمر بازماندگان را از خدای بزرگ خواهانیم مارا نیز در غم خود شریک بدانید.

مرحوم محمدرحیم ، ازکلانتران بنام دوران خودبوده و در طول دوران زندگی خود مردی شجاع و دلیر و سرآمد بود و خدمات زیادی برای حل و فصل میان طایفه ای انجام داد.
مراسم آن مرحوم درشهرالیگودرزروزهای چهارشنبه وپنجشنبه 7و8دیماه برگزارمی گردد.

شب یلدابرهمه همتباران خوبم مبارک باد، شب نشینی هایتان به کام باد
دور باش اما نزديك. من از نزديك بودنهاي دور ميترسم
يلدا مبارك
دكتر علي شريعتي
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تن هایی و بیکس و محتاج....!!!

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم
می گویند زمانی که
قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت
تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر ازموقع به محل رفت . در حالی که
پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به
نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .قبل از شروع جلسه
، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده
هیات
انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان
صندلی نشست .جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود
تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .جلسه شروع شد و
قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آنجاست
.کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و
گفت :شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟ نه جناب
رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است ..اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی
دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه
؟او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم
یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه
سرزمین آنان ...سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از
پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین
ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحتتاثیر مستقیم این
رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد .
ادامه مطلب...



